فاطمه جان احمدى

196

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

اين به بالندگى علم و هنر و فرهنگ و تمدن بينجامد . اوج بالندگى تمدن اسلامى كه از عصر منصور ( 158 - 136 ه . ق ) آغاز شده بود ، در دوره هارون الرشيد ( 193 - 170 ه . ق ) و فرزندش مأمون ( 218 - 195 ه . ق ) به‌بار نشست . « 1 » هارون با شارلمان رابطه دوستى برقرار نمود و اين نزديكى به تبادل هدايا و تحف نيز انجاميد . به رغم ظاهر اين پيمان و ارتباطى كه براى جلوگيرى از نفوذ طرفين به خاك يكديگر بود ، بسيارى از مفاهيم فرهنگى - هنرى فرصت انتقال و تبادل‌نظر يافتند . اما اين عصر زرّين با بىدرايتى واپسين خلفاى عباسى به تلخ‌كامى مبدّل شد . استقلال سرزمين‌هاى تحت سلطه خلافت عباسى در آغاز نيمه دومِ اين خلافت روى داد و يكى پس از ديگرى بخش‌هاى مهمى چون ايران ، شمال آفريقا و بخش‌هاى مختلفى چون مغرب ، مصر و اسپانيا و مراكز تحت سلطه آن ، اعلام استقلال نمودند و هر يك متناسب با شرايط خود مستقل يا نيمه‌مستقل از دربار خلافت عباسى اداره مىشدند . « 2 » اين امر مهم همچون ساير بخش‌هاى تمدنى ، در رشد هنر اسلامى نيز تأثير مهمى بر جاى نهاد . از اين پس هنر اسلامى در مناطق محلى با محدوديت‌هاى جغرافيايى رشد كرد و همهء مضامين و هويت فرهنگ و هنر بومى را در خود حفظ نمود . يكى ديگر از جريان‌هاى مهمى كه در عصر ميانى عباسيان شكل گرفت و مفاهيم ديگرى را در هنر اين دوره وارد كرد ، ورود تركان به دستگاه خلافت اسلامى بود . اينان صورت ديگرى از هنر را به جهان اسلام وارد نمودند كه به‌كلى با نمونه‌هاى پيشين خود متفاوت بود . « 3 » نافرمانى غلامان ترك و نارضايتى عمومى از وضعيت سياسى ، اجتماعى و اسلامى دربار و از سويى ضعف خليفگان عباسى ، زمينه ركود و انحطاط دولت ايشان را فراهم آورد . « 4 » در پى اين شرايط ، امير معزالدوله ديلمى امير شيعىِ ايرانىتبار در سال 334 هجرى وارد بغداد شد و با ابقاى خلافت ، قدرت را به دست گرفت . شورش‌هاى داخلى و بحران سياسى - مذهبى جهان اسلام در آستانه قرن پنجم ، دربار اسلامى را دچار ضعف نمود و به تبع اين ضعف و فتور ، هنر و تمدن اسلامى نيز دچار بحران شد .

--> ( 1 ) . شوقى ضيف ، العصر العباسى الأول ، ص 11 . ( 2 ) . در ايران ، طاهريان ، سامانيان ، صفاريان ، ديلميان ، غزنويان و سلجوقيان ، در شمال آفريقا و اندلس نيزامويان ، اغلبيان ، ادريسيان ، رستميان ، طولونيان ، اخشيديان ، فاطميان و . . . يكى پس از ديگرى اعلام استقلال نمودند . ( بنگريد به : ادموند كليفورد بوسورث ، سلسله‌هاى اسلامى ، ترجمه فريدون بدره‌اى . ) ( 3 ) . احمد امين ، ظهر الاسلام ، ص 36 . ( 4 ) . همان ، ص 13 .